کلتور او ادب

آزادی و اهمیت آن در زندگی انسانی

نویسنده: دکتور محمد عاطف

 آزادی از بزرگ‌ترین ارزش‌ها و گواراترین آرمان‌های انسانی‌ست، که پیوسته در تلاش حصول آن می‌باشد، و آزادی چیزی‌ست که برای انسان در همه امورش بدون اجبار و اکراه توان فیصله می‌دهد، و آزادی نعمتی‌ست، که انسان را از بقیه حیوانات تمایز داده و از اسارت خواسته‌های دیگران و خواست‌های افتیده‌ی نفس خویش رهایی بخشیده و به یک موجود با عزت و کرامت مبدلش می‌سازد. آزادی در اسلام برای انسان فرصت پرواز در کائنات پهناوری که الله متعال برایش تسخیر نموده مساعد می‌سازد و با توکل به خالق کائنات راه‌های بهتر استفاده از آن را می‌جوید و خود را به حکم خالق هستی فرمان‌بردار او و استفاده کننده از بقیه مخلوقات، آزاد و از همه قید و بندی که دیگران خود را به آن مقید ساخته اند، بالاتر احساس می‌کند.

آزادی: الله متعال انسان را از مجموع مخلوقاتش کرامت ویژه‌یی بخشیده که در روی زمین برایش جای‌گاه بلندی را نصیب فرموده -وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ﴿الإسراء: 70﴾
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب‌ها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آن‌ها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.

و از بزرگ‌ترین نشانه‌های این تکریم عقل و خرد است، که توسط آن انسان می‌اندیشد و از بقیه مخلوقات برتری می‌یابد تا هدف از خلقت خویش را بدست آورد، که آن آبادی زمین طبق فرموده الله متعال می‌باشد؛ ولی آبادی زمین کاری‌ست دشوار، که هر انسان به تنهایی خویش توان آبادی آن را ندارد و بل به همکاری همدیگر ضرورت مبرم دارند؛ به همین اساس الله متعال نظام و سیستم را برای انسان فرو فرستاده تا هر انسان از آزادی واقعی برخوردار بوده و نقش خویش را در راستای مسئولیت‌اش ادا نماید و عذری برایش باقی نماند.

معنای آزادی: آزادی مأخوذ از کلمه حریت یا حُر عربی‌ست، که هدف آن بلند اندیشیدن در کارها و نقش داشتن در کارهای بلند به دلچسپی کامل دور از هرنوع اکراه و اجبار می‌باشد. و آزادی حالتی را گویند، که یک انسان تصمیم خویش را دور از قید و بند و ظلم و ستم شخصی بگیرد.

آزادی به دونوع تقسیم می‌شود: نخست آزادی منفی که هدف از آن آزادی از همه موانع و موازن می‌باشد؛ و دوم آزادی مثبت؛ آما آزادی مثبت آن است که انسان برای بدست آورد هدف خویش از همه وسایل ممکن استفاده کرده بتواند؛ بطورمثال: آزادی بیان بدون هیچ قید و بست انسانی و شرعی همان آزادی منفی است و توظیف وسایل اعلام و رسانه‌ها برای تعبیر از خواسته‌های مشروع خود آزادی مثبت است.

همچنان آزادی به فردی و اجتماعی هم طبقه بندی شده است؛ تصمیم گیری در امور شخصی مانند: مسکن، لباس، کار، تخصص علمی و… را آزادی فردی می‌گویند و آزادی اجتماعی همان تصرفاتی را گویند، که به مجموع جامعه و مردم تعلق دارد؛ مانند: تلاش‌های اقتصادی، همکاری‌های اجتماعی، مشارکت‌های سیاسی و دینی…

أهمیت آزادی در زندگی انسان:
انسان همیش در تلاش آزادی در همه بخش‌های زندگی خویش است، در بعد نفسی و روانی، زمانی‌که به اضطراب و تشویش‌ مواجه می‌گردد، ضرورت به آزادی را احساس می‌کند. در بعد دینی هم انسان محتاج قناعت خویش است، که در یک فضای آزاد و بی فشار به آینده‌ی دور خود بنگرد و برای فردای خود موقعیتی را برگزیند. در بعد اجتماعی همچنان فرا راه تلاش‌های مادی و معنوی خود مانع را دوست ندارد و زیر فرمان کسی رفتن را هم به دلچسپی تا زمانی استقبال نخواهد کرد، که به قناعت کامل نرسیده باشد و از لحاظ فلسفی هم تلاش می‌نماید که از همه تشویش‌های فکری، روحی و روانی رها باشد و مستقلانه قرار و تصامیم خویش را اتخاذ نموده بر آنچه می‌خواهد اعمال کند.

أهمیت آزادی در زندگی ما در نکات ذیل تبلور می‌یابد:
1. زمانی‌که انسان بتواند به آزادی کامل خویش خواسته‌های خود را عملی ساخته و برای تطبیق پلانش هیچ مانعی احساس نکند.

2. در صورت پخش معلومات درس و وقایع، ترس از سانسور را نداشته و به آزادی کامل از افکار و نظریات خویش تعبیر نماید.

3. در بعد اجتماعی و آمیزش با مردم، برای تحقق عدالت رزمیده بتواند و سعادتش را چیزی مکدر نسازد و خود را در رشد جامعه سهیم احساس نماید.

4. در بعد سیاسی، حکومت‌داری و حکومت مداری و تطبیق قوانین، که به قناعتش وضع گردیده است، احساس جواب‌دهی برای دیگران داشته وهر آنچه که برای جامعه و ملتش به مصلحت می‌بیند بپسندد.
5. در تأمین امینت و تطبیق عدالت دست باز داشته و مردم خود ارادیت یا احساس خودی را در راستای شگوفایی کشور شان احساس نمایند.
6. در آزادی از تن دادن به خواسته‌های پست حیوانی، ظلم، وحشت، درندگی و بخل شخصیت کش، خویش را رهایی بخشد.

7. در بعد اجتماعی از قیود، بندها و موانع منفی در قبال جامعه‌ی خود که جلو محبوبیت‌اش را بگیرد و یا مانع رشد وی گردد، رها شود.

8. در بعد سیاست و ادای مسئولیت بزرگ سیاسی، زیر سلطه‌ی دیگران نباشد؛ به طیب خاطر و به نیت آدای مسئولیت کمر همت برای خدمت به مردمش را بسته و در خدمت مردم باشد.

آزادی در اسلام:
اساس و تهداب اسلام بر توحید الله متعال استوار است، که انسان را از همه قیود و وابسته‌گی‌های مادی رها نموده و به عبادت و کرنش به الله متعال، که سزاوار همه عبادت‌ها است، متوجه می‌سازد و در مورد توحید گفتند‌: توحید در آزادی است و آزادی در توحید و یکتا پرستیی که انسان‌ها را از جهل، خرافات فردی و اجتماعی، خواسته‌های حیوانی، تعصب زبانی، قومی و سمتی رها نموده و برای انسان میدان وسیع کار و تلاش و فضای مملو از اخوت و برادری را فراهم می‌سازد.

اسلام انسان را در پهلوی آزادی از قیود بیرونی، توسط عبادات از تشویش‌ گناهان کوچک و به وسیله‌ی توبه‌ی مخلصانه از گناهان بزرگ نیز رهایی می‌بخشد، تا در ادای مسئولتی‌های خویش، با سربلندی به پیش رود و احساس درونی پاک در قبال خود و جامعه‌ی خود داشته باشد و برای هر معضل اجتماعی راه حل‌های مناسب را جستجو نماید؛ زیرا به هر اندازه‌ی که قیود و موانع در مقابل انسان بیشتر شود و شخصیت‌اش را زیر فشار گیرد، به همان اندازه جوامع بشری به عقب خواهد رفت.

اسلام به طرح قضیه‌ی آزادی، شگوفایی جامعه‌ی بشری را می‌خواهد، که زندگی یک معضل گردن فشار برای انسان درست نشود. البته تفاوتی که اسلام برای آزادی بشری نسبت به دیگر مکتب‌ها قایل است، این است، که برای رشد انسان فرصت‌های را مساعد می‌سازد؛ ولی برخی از فلاسفه‌ی غرب، تلاش می‌نمایند تا انسان را به بهانه‌ی آزادی از انسانیتش بیرون نموده، به حضیض حیوانیت داخل نماید و سپس از توانمندی‌هایش قسمی که می‌خواهد استفاده نمایند؛ اما متأسفانه برخی از مسلمانان از این نیرنگ یا آگاه نیستند و یا خود را در همان گرداب سیراب می‌کنند.

%d bloggers like this:
/* ]]> */