نظر او تحلیل

ناکامی استراتژی جنگی ترامپ در افغانستان

حبیبی سمنگانی

هرگاه رییس جمهور دونالد ترامپ پس از ماه ها بررسی و بازنگری، استراتژی (جنگی) خود را در قبال افغانستان به تاریخ ۲۲ اگست ۲۰۱۷م اعلام کرد، استقبال گرم و خوشحالی بی حد سران و مقامات رژیم کابل نشان می داد که گویا امید تازه ای برای نجات از گودال هلاکت در افغانستان یافته اند، آن ها برای جهانیان و مردم افغانستان چنان وانمود ساختند گویا همین پالیسی و خط مشی بود که از سال ها انتظار داشتند.

ع و غ با همه دار و دستهء شان حیران بودند که چگونه می توانند از دونالد ترامپ در بابت این استراتژی تازهء جنگی ابراز سپاسگذاری بکنند. زیرا تنها کف زدن در مجالس و گردهمایی های دولتی را بسنده نمی دانستند و گویا آماده بودند متاع جان را نثار ترامپ بکنند.

مشخصات استراتژی جدید ترامپ در قبال افغانستان این بود که (۱) نظامیان امریکا از افغانستان خارج نخواهند شد بلکه عساکر اضافی به افغانستان فرستاده خواهد شد (در حالی که ترامپ در تمام کمپاین های انتخاباتی اش از مردم امریکا به این تعهد رای گرفته بود که نظامیان امریکا را از جنگ بی فایدهء افغانستان بیرون می کند و اجازه نمی دهد پول مالیه دهندگان امریکا در افغانستان هدر گردد) . (۲) امریکا به حمایتش از نیروهای امنیتی رژیم در میدان جنگ با طالبان ادامه خواهد داد. (۳) پاکستان تعهدش به مدنیت، نظم و صلح را نشان دهد. (۴) آمریکا خواهان نقش‌آفرینی بیشتر هند در کمک به آوردن امنیت در افغانستان و گسترش همکاری‌های اقتصادی شد، آمریکا و هند برای اهداف مشترک خود برای رسیدن به صلح و امنیت در جنوب آسیا و منطقهء بزرگتر هند و اقیانوس آرام متعهد خواهند بود.

اگر بررسی بکنیم، واقعیت اینست که استراتژی ترامپ با پالیسی بارک اوباما در قبال افغانستان تفاوتی نداشت. ترامپ تا هنوز حدود چهار عساکر اضافی به افغانستان فرستاده است و ممکن همین تعداد نظامیان دیگری را هم در ماه های آینده بفرستد، در حالی که اوباما (با وصف اینکه از اول عقیده داشت که در جنگ افغانستان برنده نمی شود) شمار نیروهای امریکا در افغاستان را از ۷۰ هزار به یکصد هزار بالا برده بود.

ترامپ اگر وعده داد که از نیروهای افغان حمایت می کند، اوباما نیز هدف از بالا بردن شمار نیروهای امریکایی در افغانستان را «تحریم طالبان و تقویت نهاد های امنیتی افغان» عنوان داده بود. بسیاری ها می گویند استراتژی ترامپ نشان دهندهء قاطعیت و جدیت ترامپ در جنگ علیه طالبان و یا به اصطلاح «تروریزم» است، در حالی که هرگاه جنرال ستینلی میک کریستل (در سال ۲۰۰۹م) از سوی اوباما به عنوان فرمانده جدید نیروهای امریکایی در افغانستان مقرر شده بود همین مردم بودند که می گفتند : با تقرر جنرال ستينلی قرار است تغييرات بنيادي در راهبردها در منطقه به ميان بيايد. اگر ترامپ پاکستان را هشدار داده و تهدید کرده است، این اوباما بود کمک های نظامی امریکا را برای پاکستان قطع کرد، سیاست کنونی امریکا در قبال پاکستان در حقیقت ادامهء پالیسی اوباما است نه ابتکار ترامپ.

اما اوباما در سال های اخیر ریاست جمهوری اش درک کرده بود که امریکا به هیچ صورت نمی تواند از راه نظامی در افغانستان پیروز شود، وی به همین اساس استراتژی اش را تغییر داد و بخش اعظم نیروهای خود را از افغانستان خارج کرد. شمار نظامیان امریکایی در افغانستان تا پایان سال ۲۰۱۴م به ۸۴۰۰ عسکر کاهش یافت و نیز از آغاز سال ۲۰۱۵م، مسئولیت ماموریت جنگی در افغانستان رسما ارگان های امنیتی رژیم محول گردید (در حالی که هنوز هم همه مصارف مالی، اکمالات نظامی، تربیهء جنگی و پشتیبانی هوایی عساکر رژیم به دوش امریکایی ها بود، گویا امریکایی ها نیروهای رژیم را تنها در رویاروی های زمینی همراهی نمی کردند و دیگر همه واقعیت ها کماکان در جای خود بود).

اوباما بالاخره در روزهای پایانی ریاست جمهوری اش (به تاریخ ۶ دسمبر ۲۰۱۶م) در جریان سخنرانی در پایگاه نیروهای هوای مک دیل ( ایالت فلوریدا ) رسما شکست خود را پذیرفت و اعتراف نمود : امریکا نتوانست طالبان را شکست بدهد.

از همین جا بود که عده ای مردم نقش و عملکرد اوباما را در قبال افغانستان زیر سوال بردند و چنان وانمود ساختند گویا اوباما اصلا جنگ افغانستان را نادیده گرفت و اهمیتی به آن نداد. آن ها تلاش های اوباما در برابر طالبان و مردم افغانستان را فراموش کردند و چنان جلوه دادند گویا پالیسی اخیر اوباما که مبنی بر فرار از جنگ بود وضعیت افغانستان را چنین دشوار ساخت و امریکا و رژیم کابل سلطهء خود را از دست دادند. در حالی که این اوباما بود که بازار عملیات های شب هنگام را در سراسر افغانستان گرم ساخت و بزرگ ترین تلفات را در رویاروی ها با طالبان متقبل شد. انتخاب ترامپ به حیث رییس جمهور امریکا در آغاز اگر چه برای این مردم امید بخش نبود، زیرا وی در کمپاین های خود لاف از کناره جویی از جنگ افغانستان می زد. اما اعلان استراتژی جدید وی گویا آرزوهای ایشان را دوباره زنده ساخت.

حالا ۱۱ ماه از روی کار شدن استراتژی جنگی ترامپ در افغانستان می گذرد. سه هدف مهم و اساسی که برای موفقیت این استراتژی اعلام شده بود عبارتند از : (۱) افزایش نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان، (۲) شکست طالبان و بعد از آن (۳) خروج سریع همه نیروهای آمریکا از افغانستان. اما در طی یازده ماه گذشته، امریکایی ها تنها توانسته است ۴ هزار عساکر اضافی به افغانستان بفرستند و این هدف اول هنوز تکمیل نشده است. زیرا بحث ها در مورد اعزام عساکر بیشتر هنوز هم جریان دارد و موافقه ای صورت نگرفته است. هرچه در مورد آن دو هدف دیگر می توان با این ضرب المثل هندی پاسخ گفت که : دهلی هنوز دور است.

امریکایی ها از آغاز استراتژی جنگی ترامپ در قبال افغانستان کوشیده اند نیرو و توانایی شان را برای مردم افغانستان به نمایش بگذارند و نیز به جرم اینکه مردم این کشور با طالبان همکاری های همه جانبه دارند و از داعیهء طالبان حمایت می کنند، افغان ها را بالعموم و اماکن مذهبی را بالخصوص هدف بمباران ها، عملیات های شب هنگام و حملات درون قرار داده اند.

پرتاب مادر بمب ها در ننگرهار، فاجعه های مرگبار و وحشتناک قندوز و فراه، تخریب شهرک عمری در تخار و شهادت و ویرانی صدها مساجد، مدارس، کلینک های صحی، بازارها و خانه های غیر نظامیان در سراسر کشور، نمایانگر این واقعیت است. هدف امریکا از ارتکاب چنین جنایات نه تنها انتقام گیری از مردم این کشور بوده بلکه محروم ساختن طالبان از پشتوانهء مردمی است.

اما……….. باز هم استراتژی ترامپ ناکام ماند. امریکایی ها و مزدوران شان با همه زورآزمای شان نتوانستند منطقه ای را از طالبان دوباره به دست بیاورند و یا روند فتوحات چشمگیر طالبان را نسبتاً ضعیف تر بسازند. بالمقابل عملیاتی را که طالبان به نام الخندق به راه انداختند حتی تحلیلگران حامی رژیم نیز اعتراف دارند که نسبت به استراتژی تازهء امریکا به مراتب بالاتر دست آورد دارد.

فتح مرکز ولایت فراه و بیش از ده ولسوالی در ولایات مختلف تنها دست آوردهای ماه اول عملیات الخندق بود. اکنون که حدود سه ماه از عملیات الخندق می گذرد امیدواری ها در مورد دست آوردهای احتمالی آن با گذشت هر روز افزایش می یابد، قتل تکتیکی یکی از جواسیس مهم امریکایی ها و فرمانده قطعهء صفر یک پکتیکا در مصئون ترین منطقهء کابل اگر از یکسو مورال مجاهدین را قوی تر ساخته است، از سوی دیگر روحیهء ضعیف دشمن را ضعیف تر و بی باوری آن ها را بر یکدیگر افزون تر ساخته است.

مایک پینس (معاون رییس جمهور امریکا) در زمان اعلان استراتژی جنگی ترامپ ادعا کرده بود که «این استراتژی، ناکامی های گذشته را جبران خواهد کرد». اما حالا امریکایی ها حرف از ناکامی خود این استراتژی می زنند، چه برسد به اینکه ناکامی های گذشته را تلافی بکند. چنانکه ادارهء امریکایی «سیگار» در راپور خود (در ماه می ۲۰۱۸م) تصریح کرده است که : استراتژی ترامپ برای مهار طالبان در افغانستان موفقیت نداشته و مخالفان مسلح هنوز هم مناطق تحت تصرف خود را حفظ کرده ‌اند. سیگار در همین راپور خود خبر داده بود که شمار عساکر رژیم در طی یک سال گذشته دوازده در صد (یعنی ۳۶ هزار نفر) کاهش یافته است.

سرچینه: کابل ټکی کام